تعلیم وتربیت از دیدگاه شهید مرتضی مطهری اندیشههای شهید مطهری باید به عنوان مبنای مواجهه علمی با افکار وارداتی جدید و دستیابی به نوآوریهای علمی در عرصه معارف دینی مورد توجه قرار گیرد. بررسی اندیشه و آرای آیت الله شهید مطهری و تأثیر آن در شکلگیری مبانی فکری انقلاب اسلامی و تجلیل از شخصیت کم نظیر ایشان هم، مورد نیاز جوامع اسلامی و هم ادای بخشی از وظیفه حقشناسی نسبت به اندیشمندان و فرزانگان انقلاب اسلامی است. شهید مطهری، با ایمان، علم و اعتماد به نفس والای خود و همچنین ادب و انصاف علمی در آن سالها شجاعانه وارد میدان شد و با یک مواجهه صحیح و علمی در مقابل تفکرات مارکسیستی و لیبرالیستی، توانست چهره روشن و نابی از تفکرات اسلامی ارائه دهد و جریان روشنفکری اسلامی صحیحی را پایه گذاری نماید که در واقع مبنای بخشی عمده از جریان فکری انقلاب اسلامی شد.» رهبر معظم انقلاب در پیام خود ضمن اشاره به این نکته که تا کنون تعریف جامعی از هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری ارئه نشده است، آوردهاند: «مرحوم مطهری با قوت فکری و اندیشه صائب خود وارد میدانهایی شد که تا آن زمان هیچ کس در زمینه مسایل اسلامی وارد آن نشده بود». در این مراسم، سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهوری در سخنانی، ضمن برشمردن برخی از وجوه شخصیتی و اخلاقی استاد شهید مطهری گفت: «مطهری مرد میدان گفتگو بود، آن هم نه تنها در درون مرزهای سنت و فکر اسلامی که با همه ارباب ملل و نحل، آن هم نه به قصد سرکوب و ارعاب دشمنان، بلکه برای گسترش میدان فهم و خرد خود و مردمان دیگر.» در این همایش جهانی، نشستهای دوازدهگانه با موضوعات زیر برگزار شد: ـ تفکر خلاق ـ دین، آزادی و آزاد اندیشی ـ نوآوریهای فلسفی استادمطهری ـ دین، زن و حقوق زنان ـ شخصیتشناسی مطهری ـ دین، آزادی اندیشه و احیای تفکر دینی ـ گفتگوی میان ادیان ـ راهی به سوی تجدید فکر دینی ـ مطهری و مطالعات تطبیقی علم جدید ـ دین و اخلاق ـ اندیشههای کلامی و دینی استاد مطهری ـ دین، حقوق بشر و اندیشههای سیاسی ـ اجتماعی استاد مطهری ـ دین و تکثرگرایی دینی در ادامه خلاصهای از برخی عناوین مقالات این همایش را مرور میکنیم: نوآوری ها و روشهای فلسفی و کلامی استاد مطهری حرکت و زمان از موضوعات گستردهای است که مورد بحث و جست و جوی برخی حکما و فلاسفه قرار گرفته است. در همین راستا آیت الله سیدحسن مصطفوی استاد و رئیس گروه فلسفه دانشگاه امام صادق(ع) بعد از پرداخت به این مسئله که حکمای اقدم، زمان را جوهری سیال و ازلی و حتی واجب الوجود دانستهاند، گفت بعضی آن را موهوم و غیرواقعی و نیز متکلمین آن را امری نسبی و محققین حکمای اسلامی آن را مقدور حرکت و صغیه و یا جوهریه میدانند، وی سپس به نوآوری آرا و تحقیقات مهم استاد مطهری در این زمینه میپردازد. دکتر مهدی گلشنی استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، برخورد عمیق و فیلسوفانه استاد مطهری با علوم جدید را میستاید و در فرازی از مقاله خویش چنین میآورد: «استاد مطهری با علوم جدید با دیدی باز و خالی از تعصب برخورد میکردند. ایشان به نظریههایی که با خلقت جهان انسان سر و کار داشت اعتنای تمام داشتند. استدلال آوری صحیح و متین او چنان متقن بود که برای غیرمسلمان هم قابل درک و قبول بود. او در مقام استدلال با مسئله خلقت انسان، روح یا علیت، با قوت تمام علمی پیش رفته است.» دکتر غلامعلی حداد عادل استاد دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی مقاله خود را با عنوان «مطهری و فلسفه تطبیقی در ایران معاصر» ارایه کرد. او مطهری را در تطبیق فلسفه اسلامی با فلسفه جدید غربی کم نظیر دانست و گستردگی تحقیقات او را ستود. تحقیقاتی که بیشتر برای افرادی بود که تحت تأثیر تبلیغات مارکسیستی و کمونیستی، ماتریالیسم دیالکتیک را فلسفه علمی و یگانه فلسفه معتبر جهان میشناختند. دکتر حداد عادل افزود: «باید مطهری را به سان فیلسوفانی چون هیوم، کانت و هگل، راهگشای فلسفه تطبیقی دانست». وی در این زمینه شرح مبسوط منظومه را در شمار فعالیتهای کاربردی فلسفه تطبیقی او قلمداد کرد. تلقی ناردست جامعه علمی غرب از فلسفه اسلامی باعث شده است که آنان این علم دقیق و راهگشا را در متافیزیک ارسطویی ـ افلاطونی ـ که به نوعی با سلیقهها و تزوقهای دین آمیخته است ـ منحصر دانند مقاله «مطهری، نمایشگر جامعیت و توانمندیهای فلسفه اسلامی» از دکتر حسین غفاری، استادیار دانشگاه تهران است. وی با درک دقیق از این تلقی ناقص، نقش اساسی استاد مطهری را در تبیین صحیح فلسفه اسلامی و درک عمیق وی در بزنگاههای علمی، کاویده است که درصدد برآمد تا اصالت فلسفه اسلامی را به آن بازگرداند. نویسنده در صدد است تا تبیین کند فلسفه اسلامی در علایق سنتی کلام قرون وسطایی تنیده نیست، او کوشیده است در این مقال اثر گذاری شهید مطهری را با طرح مباحث تطبیقی میان اندیشه غربی و فلسفه اسلامی ترسیم کند و بفهماند این علم گرانمایه دارای نیروی قوی علمی است که بدون تمسک برآن گرههای کور معرفتشناسی گشوده نگردد. اتهام اصلی بر فلسفه اسلامی ناکارآمدی آن در زندگی آدمی است و دین نیز بنهاده در گوشهای که متعلق به دوران گذشته است به راستی در این جرگه وظیفه و تکلیف یک فیلسوف اسلامی چیست؟ با نظری اجمالی بر آثار مطهری درمییابیم که استاد در پس تدریسها و نوشتههای فلسفی خود، آبستن دغدغههای شگرفتر، ملموستر و نزدیکتر به عرصه زندگی آدمیان است. از این رو چرخه محتوایی کتابها و مقالات علمی او را بر محورهایی میبینیم که در زندگی آن روز جامعه مهم و روزآمد بوده است. او در مقطعی از زمان حقوق زن را درمیکاود، و در زمانی به هنر و سینما و سیاست و در مقطعی دیگر به علم و ایمان و فطرت و دردهای جامعه مارکسیستی و ناسیونالیستی و... میپردازد. و درصدد برمیآید فاصله میان فلسفه را از اعتقادات افراد و زندگی روزمره آنان کم کند. «علم کلام و فلسفه اسلامی معاصر با تأکید بر آرای فلسفی شهید مطهری» عنوان مقالهای است از دکتر رضا داوری اردکانی استاد دانشگاه تهران و رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران. او این دغدغههای اصیل را از نگاه شهید مطهری بررسی میکند. او میخواهد نشان دهد که ثمره فعالیتهای فلسفی استاد دست کم به مقصد اثبات سازگاری دین با همه ارزشهای مقبول جامعه بشری نزدیک شده است. بر همین اساس میپرسد آیا این فیلسوف از قلمرو فلسفه به وادی علم کلام وارد شده است؟ آیا او یک متکلم است؟ با توجه به این که کار کلامی او با ماهیت کلام سابق متفاوت است، کلامی که آورده است چگونه کلامی است؟ نوآوری دیگر کلامی مطهری در مبحث عدل الهی است. در این مقاله دکتر غلامرضا اعوانی استاد دانشگاه شهید بهشتی و رئیس موسسه حکمت و فلسفه ایران به بحث عدل الهی از دیدگاه شهید مطهری میپردازد. و آن را در تاریخ اندیشه بشری مسئلهای پرنزاع میخواند. او با بررسی اجمالی سیر تاریخی مبحث عدل الهی نزد فیلسوفان و متفکران، نظریه شهید مطهری را در کتاب عدل الهی بررسی کرده، خصوصیات روش ایشان را که توأم با نوآوری است، تحلیل میکند. به راستی مطهری فردی دلسوز و دردمند بود و به جامعه دینی و بشری با دیدی عالمانه و شگرف مینگریست. بیشک میتوان گفت، او بر مسئله اندوه که تمام وسعت زندگی بشر را فرا گرفته است، نگاهی ویژه داشت تا آنجا که خانم دکتر نایلا سلیمانوا، استادیار دانشگاه خزر از آذربایجان این ویژگی انسان دوستانه را در لابهلای نوشتههایش دریافته و در جست و جوی نگاه پنهان او به دردها، آلام و رنجهای بشری میپردازد. نمونه آن، کتاب «انسان کامل» است که در آن به مسئله اندوه پرداخته شده است؛ از این رو، خانم نایلا در مقاله خود با عنوان «نگرشی بر مسئله اندوه از دیدگاه استاد مطهری» میگوید: در نگاه مطهری، انسان بدون اخلاق مثل حیوان است و شخصیت آدمی فقط با اصول اخلاقیاش معنا مییابد. معیار حقیقی انسان بودن، داشتن اندوه و درد متعالی است. تمام موجودات زنده، رنجهای مشترک دارند و درد اصلی انسان در این زندگی زودگذر و در حقیقت توجیه حیات و زندگی او، فقط یافتن راهی است که آدمی را به ابدیت هدایت میکند و اندوه اصلی همین است. جناب پرفسور عبدالواحد شمال اف، استاد فلسفه پژوهشگاه فلسفه حقوق آکادمی علوم تاجیکستان مقاله خود را با عنوان «ماهیت فلسفی ـ مذهبی استاد مطهری» طرح کرد. او از دریچه ماهیت فلسفی ـ مذهبی، نقش استاد مطهری را در تبیین مباحث اساسی میداند و درمییابد اندیشههای پرفروغ این بزرگ مرد بر اساس عقل و دانش است و در حقیقت به خاطر دفاع از دین اسلام است که در همه عرصههایی که شبهاتی نسبت به دین مطرح بوده حضور مییابد. وی مطهری را در حکمت نظری، جانب دار سومین اصل فلسفه اسلامی میداند که پایه گذار آن ملاصدرا است و به عنوان حکمت متعالیه مشهور است. وی معتقد است، اهمیت اندیشههای استاد مطهری در این است که الاهیات را در دو فصل جدید ازعلوم طبیعیات آزاد کرده و مقابل حمله متجددان، حکمت سنتی را از گزند تهاجم آنان مصون میدارد. قدرت نقادی فیلسوفانه از دیگر امتیازات استاد مطهری است که نشانگر آگاهی وسیع او در فلسفه کلاسیک و فلسفه نوین است. از این رو خانم پرفسور وجیه قانصو استاد دانشگاه لبنان در مقاله خود با عنوان «شهید مطهری و فلسفه غرب» میخواهد به چند پرسش اساسی پاسخ دهد؛ ـ میزان درک مطهری از واژههای افکار غربی چقدر است؟ ـ آیا او به جزء جزء افکار فلسفه غرب شناخت واقعی دارد؟ ـ آیا مطهری امکانات جدید فلسفه غرب را به کار گرفته است و اشکالات آن را وارد فلسفه اسلامی کرده است؟ در این مقاله سعی شده است کیفیت حضور افکار غربی در آگاهی و شناخت مطهری و کیفیت حضور مطهری در حرکت فلسفه غرب مورد بررسی قرار گیرد. دین، آزادی، آزاد اندیشی و احیای تفکر دینی چالشی که در فضای فکری دینی پدید آمده، زندگی دینی سنتی را با سؤالاتی مواجه کرده است که پاسخ به آن بسیار مهم و حیاتی است و سوال از چگونگی دینداری در دنیای جدید اندیشه متفکران را به خود جلب کرده است. مقاله «اسلام و دنیای متجدد؛ با الهام از اندیشههای استاد مطهری» از دکتر علی اصغر خندان عضو هیئت علمی و مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) ناظر بر همین مباحث است. وی در پژوهش خود چند محور کلیدی را بررسی میکند. 1. شناخت نسبت و تجدد 2. شناخت تعارضهای آن دو 3. نقد سنت و تجدد 4. نظریهپردازی بر اساس جمع این دو مقوله در حیات دینی. اخلاق و آزادی دو مفهومی است که میتوان آن دو را به لحاظ معرفتشناسی بررسی کرد و رابطه میان آن دو را جست. شهید مطهری که در عرصههای علمی ـ دینی نقش خود را به درستی ایفا کرده، در این مقولات نیز افراد محقق را به خود جلب کرده است. مقاله «رابطه آزادی و اخلاق» از شریف لک زایی ناظر بر همین است که به این دو مفهوم با تأکید بر اندیشههای شهید مطهری پرداخته است. او آزادی و اخلاق را در مقابل و ضد هم نمیداند و اساسا آزادی را فضیلتی اخلاقی قلمداد میکند و آن را بر اخلاق مقدم میداند. «احیای تفکر دینی: اجتهاد و ارزیابی مجدد متون کلاسیک در دوران جدید با تکیه بر آرای شهید مطهری نام مقالهای است از دکتر لیاکات تکیم استاد دانشگاه دنور آمریکا که به بررسی براهین اصلاحگران گوناگون معاصر مسلمان و ارزیابی مجدد نهادهای فقهی سنتی میپردازد و با توسل به اصول هرمنوتیکی مختلف از جمله مصلحت، اجتهاد و... افکار مطهری را بازکاوی میکند. در این مقاله سعی شده است نقش مطهری در تأثیرگذاری بر موضوعاتی مثل حقوق بشر، آزادی بیان در شریعت اسلام و... بیان شود. دکتر اندروگاستافسون، استادیار فلسفه دانشگاه مینه سوتا از آمریکا اصول آزادیهای شخصی جان استیوارت میل را بررسی کرده است و نقش تبلیغات و اثرگذاری آن بر تصور جامعه چون شعر، هنر و دین و نقش مثبت دین را در حمایت از آموزش و عادات اخلاقی خوب از نگاه و اندیشه استیوارت میل مینمایاند. او نقادی مطهری از ماتریالیسم را کاملاً شبیه انتقاداتی از فرهنگ مصرفی میداند. یعنی دقیقا همان چیزی که از تفکر مسیحی جان استیوارت میل دریافت میشود. بحث از عقلانیت اسلامی بحثی کارآمد است که تفاوت آن با عقل گرایی غربی بسیار است. مقاله «ویژگیهای اصلی عقلانیت اسلامی» از دکتر ابوالفضل عزتی استاد دانشگاه و سرپرست بخش دانشگاهی کالج اسلامی لندن است که این تفاوت را از جهتهای مختلف و متعدد مثل تاریخ، فلسفه، کاربرد توجیه، منابع، تعریف، مبانی نتایج و... نشان میدهد. پرفسور مظفر اقبال استاد دانشگاه واترلو و رئیس مرکز «اسلام و علم» کانادا مقاله خود را با عنوان «دیدگاه اسلام درباره آزادی فکری و هرج و مرج فکری» طرح کرد. وی اعتقاد دارد که شرایط فکری فعلی، مسئله آزادی در اسلام را بسیار مبهم تعریف کرده است. او در صدد برآمده تا اصول آزادی بیان را در تفکر اسلامی به نحو دقیق بیان دارد و شکلی از مفاهیم آزادی که اکنون از آن بحث میشود را نشان دهد و ثابت کند که آزادی حاکم بر جوامع غربی، آزادی به معنای دقیق کلمه نیست بلکه هرج و مرج فکری است. اندیشههای قرآنی و فقهی و تربیتی تبحر مطهری در حوزههای فلسفی نباید توانمندی او را در عرصههای فقهی مغفول نهد. به همین خاطر دکتر علی مطهری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در مقاله خود با طرح «مسائل فقهی در آثار شهید مطهری» سعی کرده است، مقام فقهی او را که تا حدودی از نظرها دورمانده برجسته نماید و روش فقهی او را که به نوعی مثل روش مرحوم آیت الله بروجردی و امام خمینی است بررسی کند. قرآن پژوهی، جزیی دیگر از فعالیتهای علمی شهید مطهری است. در این زمینه نادعلی عاشوری تلوکی استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه نجفآباد مقالهای با عنوان «فعالیتها و دیدگاههای قرآنی استاد مطهری» ارائه کرده و در آن به بخشی از علوم قرآنی یعنی تفسیر و شیوه تفسیری استاد مطهری پرداخته است. مقاله «نکتههای تربیتی در آرای شهید مطهری» از دکتر علی شریعتمداری استاد دانشگاه تهران نظریات تربیتی شهید مطهری را کاویده و کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» را که حاوی مطالب تربیتی است بررسی میکند. مطهری آموزش را با روش تربیتی خاص ارائه شده، طرح میکند همان کاستیی که در نهادهای آموزشی ما موجود است و به نوعی با مقوله تربیت بیارتباط یا کم ارتباط است. دکتر شریعتمداری سعی کرده است، این نقیصه و خلا را که مورد نظر شهید مطهری نیز بوده و در مراکز آموزشی ما نیز احساس میشود، بیان کند. مقاله «دین و تربیت در افکار شهید مطهری» از حجت الاسلام و المسلمین الشیخ علی عبدالله سنان، محقق، مؤلف و مدیر تعلیم دینی اسلامی لبنان است که در چند محور تنظیم شده است. 1. منابع و ابعاد تربیت دینی 2. کارآیی تربیت در فرد و جامعه 3. چارچوب تربیت دینی 4. عوامل موثر در تربیت 5. رابطه تنگاتنگ دین و تربیت 6. شیوههای تربیت در قرآن و سنت 7. الگوی تشخیص انسانی در تربیت اسلامی تربیت اسلامی اساسا جزو دغدغههای مهم استاد بوده است را به همین خاطر نگاهی وسیع به این بعد دین داشته است. اندیشه های سیاسی ـ اجتماعی مطهری مطهری در حوزه فعالیتهای علمیاش مباحثی را پی میگیرد که میتوان آن را در شمار فعالیتهایی دانست که بر دین، فلسفه و ارتباطات ناظر است. از این رو؛ دکتر حمید مولانا استاد و رئیس بخش برنامههای ارتباط بینالملل دانشگاه امریکن واشنگتن در مقاله خود «فلسفه ارتباطات اسلامی از دیدگاه شهید مطهری» درصدد است نشان دهد، حوزه ارتباطات و روابط اسلامی در آثار مطهری به عنوان یک مجموعه منسجم و مستحکم است. او در توجیه پرداختن به این مسئله میگوید: «آنچه باعث جلب توجه من به فلسفه ارتباطات و روابط اسلامی از دیدگاه مطهری میشود، حس و امیدی است که همراه با پیوند تشکلهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فناوری، حدود حوزهها را در جوامع اسلامی و در محیط جهانی تعیین میکند». دکتر محمد مشکات عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در مقاله خود با عنوان «دین و مردم سالاری در بنیادهای اندیشه استاد مطهری» به مولفههای آزادی، عدالت، معنویت، حاکمیت مردم، حاکمیت قانون، حقوق بشر، قانون شهروند و... از دیدگاه مطهری پرداخته است. دکتر حسن خجسته عضو هیئت علمی دانشکده صدا و سیما و معاون صدا در سازمان صدا و سیما مقاله خود را با عنوان «روششناسی شهید مطهری در بررسی مسائل زنان» پی میگیرد که در آن ویژگیهای نظام حقوقی طراحی شده از سوی شهید مطهری را چنین ترسیم میکند: 1. برابری خلقت انسانها در نوع 2. تفاوت انسانها در جنسیت 3.اصالت نظام خانواده دکتر لیندا کلارک، استادیار دانشگاه کونکوردیای کانادا در مقاله خود «آیت الله مطهری و زنان؛ بازسازی مبناگرایی آزاد» دیدگاههای وی را درباره زنان به خصوص در مورد جنبش آزادی زنان در محیط بررسی میکند و معتقد است با وجود محدودیتها موضع مطهری باز و مترقی بوده است. دکتر عبدالرئوف فضل الله محقق و دبیر کل مجمع فرهنگی عربی از لبنان مقاله خود را با عنوان «زن و حقوق زن از دیدگاه اسلامی با تأکید بر آرای استاد مطهری» چند محور اساسی را میکاود: 1. زن در عصر بربریت 2. زن در عصر تمدنهای بابل، مصر و رومانی 3. زن در دین مسیحی و یهودی 4. زن در جزیرةالعرب قبل از اسلام دکتر توشیوکورودا، استاد دانشگاه بین المللی ژاپن و رئیس انجمن مطالعات فرهنگی منطقهای از ژاپن مقاله خود را با عنوان «دموکراسی در اسلام و مقایسه با دموکراسی غربی با تأکید بر اندیشههای آیت الله مطهری» با نگاهی عمیق به دموکراسی غرب و اسلام این موضوع را بررسی میکند. او مبانی وجودشناسی دموکراسی اسلامی را با دموکراسی غرب متفاوت میداند و معتقد است، عامل کلیدی این تفاوت مفهوم توحید در اسلام است. زیرا توحید اصل اساسی برای درک همه چیز بر اساس وحدانیت است. روز چهارم این همایش با سخنرانی آیت الله جوادی آملی در قم ادامه یافت. ایشان طی سخنانی اساس پایهگذاری هر مکتبی را مبتنی بر فکر و عقل و اعتبار آن را در گرو پیش فرض اصول متعارفه دانست. وی در خصوص اسلامی کردن دانشگاهها افزود: «جداسازی کلاس دختران و پسران، مسلمان پروری است اما آنچه دانشگاههای ما را اسلامی میکند ارائه علوم اسلامی به نحو علمی و عقلی است». ایشان درباره حوزه اعتبار عقل گفت: «خدای سبحان به عقل بها داده و به حجتش حرمت نهاده و در مقام نعل و نه در مقام ذات و صفات خود را درگیر کرده است «لایسئل عما یفعل و هم یسئلون» آیت الله جوادی آملی در خصوص شخصیت علمی شهید مطهری افزود: «مطهری محرری توانا بود، محرر کسی است که دست و بال بحث را باز میکند که باید در وهله نخست، خود فردی آزاد باشد». حجت الاسلام والمسلمین حسینی بوشهری مدیر حوزه علمیه قم، سخنران دیگر این همایش بود، وی روحانیت را در مرحله نخست عهدهدار مدیریت فکری جامعه دانست و شهید مطهری را به عنوان نمونه بارز روحانیت، حامل قدرتی روحی و علمی معرفی کرد که به رسالت سترگ خود جامه عمل پوشانده است. وی او را پایبند به مبانی مکتب اسلام و دارای جامعیت علمی، آفاق فکری برون حوزوی، صاحب تفکری وسیع و منضبط خواند.
در برخورد با کتابها و آرا و اندیشه های استاد مطهری، باید چند نکته را در نظر گرفت. اولا ایشان یک مبلغ واقعی اسلام بود، به این معنا که آنچه را در اسلام، قرآن، سنت پیامبر(ص) و در رویه ائمه اطهار(ع) آمده، استاد مطهری همه اینها را در ذهن خود بر مدار منطقی و عقلانی قرار داده بود. در تربیت اسلامی، مهمترین مؤلفه، پرورش تفکر و قدرت عقلانی است. پیامبر اکرم(ص) فرموده اند، کسی که از عقل برخوردار نیست، ارزش دین را هم درک نمی کند. مردم باید آیات الهی در زمین را ببینند. بنابراین، نکته مهمی که در تعلیم و تربیت اسلامی از نظر مرحوم مطهری مورد توجه بوده، پرورش قدرت عقلانی است این امر محور اندیشه های تربیتی این استاد بزرگ است. افرادی که کتابهای استاد مطهری را مطالعه می کنند، باید توجه داشته باشند که بهترین منبع برای معرفی معارف اسلامی در دوران ما، آثار این استاد بزرگوار است. آیین خواندن و آیین اندیشیدن و آیین درست فکر کردن را در آثار شهید مطهری ببینیم، نکته های اساسی در کتاب «تربیت اسلامی» این شهید بزرگوار اینکه ما یاد بگیریم در مورد مسائل مختلف تفکر عمیق داشته باشیم و با استفاده از روشهای عقلانی در حل مسائل اقدام کنیم. بهترین مؤلفه برای پرورش تربیت اسلامی در انسان، رشد قدرت عقلانی در اوست تا بتواند این امر را در کلیه مسائل فردی و اجتماعی پیاده کند. معمولاً رویه تربیتی شهید مطهری این بود که خواننده را متوجه مسأله اساسی مورد بحث می کرد و ارتقای فکری، محور اساسی آن بود. * ماهیت تربیت اخلاقی از منظر این استاد بزرگوار چه بود؟ ** ابتدا باید تعریفی از تربیت اخلاقی داشته باشیم، زیرا اخلاق یکی از جنبه های طبیعی حیات انسان است؛ بدین معنا که انسان همان طور که به هوا و غذا برای پرورش جسم نیاز دارد، به درک اخلاقی هم نیازمند است. اینکه با دیگران چگونه ارتباط برقرار کند، چه رسالتی در برابر دیگران دارد و چگونه باید عادلانه برخورد کند و به حقوق دیگران پایبند باشد، اینها محورهای اخلاقی است. دوباره بر محور عقلانی در مسأله گذشته تأکید می کنم که در پرورش اخلاقی هم، تکیه بر مؤلفه های عقلانی نقش اصلی را دارد. باید مرزهای خوب و بد را از یکدیگر بشناسیم. چرا اموری چون خدمت به مردم، راستگویی، درستکاری، احترام به دیگران مورد پذیرش همه است اما دروغ، تهمت و آزار دیگران از دیدگاه همه مردم منفور و غیر قابل پذیرشند. * از دیدگاه شهید مطهری، چه ارتباطی میان آموزش ارزشها و تربیت اسلامی وجود دارد؟ ** برای پاسخ، باید تعریفی از ارزش داشت. آن چیزی که خود به خود برای انسان دارای آثار مفید است و او را به کمال و رشد می رساند. زمانی که در مورد ارزشهای اخلاقی بحث می کنیم، مؤلفه هایی را که در زمینه اخلاقی با اهمیت و موثر می باشد، مد نظر داریم. در خصوص اخلاق هم باید بدانیم که چه سهمی در خدمت به دیگران داریم. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند کسی که صبح برخیزد و کوششی برای حل مشکلات جامعه نداشته باشد، مسلمان نیست. بنابراین، خدمت به خلق، محور اخلاق اسلامی است. این امر شامل رعایت حقوق افراد جامعه و احترام به آنها و نیز تلاش برای کمک به حل مشکلات مردم هم می شود. * شهید مطهری ایمان و مذهب را ضامن اجرای اخلاقیات در جامعه می دانستند، چگونه می توان این دو مؤلفه را در شرایط کنونی تعریف و تبیین کرد؟ ** ببینید، ممکن است ما با فردی در جامعه مواجه شویم که راستگو و درستکار باشد، اما اعتقادات دینی قوی ندارد. اگر همین انسان به معارف الهی اعتقاد داشته باشد، از قدرت والای معنوی بهره مند می شود و موفقیت خود را قطعی تلقی می کند، زیرا نیروی الهی را پشتیبان و ضامن اعمال خود می داند. بنابراین، میان فردی که فطرتا دارای اخلاق خوب است با فردی که بر پایه پیروی از معارف و آموزه های اسلامی در مسیر اخلاقیات قدم برمی دارد، تفاوت وجود دارد؛ زیرا این فرد تلاش دارد رفتار اجتماعی و فردی خود را بر اساس قوانین الهی تضمین کند. این قوانین، استحکام و اعتبار بیشتری به عقاید و رفتار افراد می دهد. * آقای دکتر شریعتمداری! از منظر استاد شهید، عادتهای تربیتی تا چه میزان بر ترویج اخلاق در جامعه مؤثر بوده اند؟ ** عادت اخلاقی یعنی اینکه به دیگران احترام بگذاریم و حقوق افراد جامعه را به رسمیت بشناسیم. این امور عادتهایی است که در تحکیم مبانی اخلاقی در جامعه به ما کمک می کند. برای ترویج آن در جامعه، افراد را باید به فکر کردن وادار کرد، بدین معنا که مردم در برخورد با مسائل مختلف روشهای منطقی و عقلانی را برگزینند تا بتوانند با تشخیص صحیح مسائل و مشکلات مختلف، از امکانات موجود بهترین بهره را ببرند. از این رو آنان می توانند زندگی انسانی در ارتباط با خود و دیگران بسازند. * اخلاقیات در جهان به عنوان یک ارزش انسانی مطرح است، اما در کشور ما که معارف اسلامی بر جامعه حاکم است، کارکردهای دین و تربیت (با توجه به دیدگاه شهید مطهری بر رابطه تنگاتنگ میان این دو) چگونه می توانند در جامعه بروز و ظهور یابد؟ ** به نظر من، مردم جامعه باید معارف اسلامی را بیشتر بشناسند. یکی از راه های آشنایی با تعالیم اسلامی، مطالعه آثار شهید مطهری است. ایشان سعی داشتند اسلام واقعی را به جامعه بشناسانند آن هم در شرایطی که آموزه های اسلام در خطر غفلت و انحراف قرار داشت. تالیف کتاب های گرانبها و سخنرانیهای باشکوه این استاد بزرگ، نشانگر دغدغه شان بر معرفی اسلام واقعی به جامعه بوده است. خانواده های ما باید با آثار شهید مطهری انس بگیرند و آن را به عنوان منبعی خوب در شناساندن آموزه های اسلامی به فرزندانشان معرفی و توصیه کنند. از سوی دیگر، آموزش و پرورش باید معلمانی را در مدارس به کار بگمارد که با معارف اسلامی و تعلیم و تربیت اسلامی آشنا باشند و دانش آموزان را با افکار و اندیشه های اسلامی آشنا کنند. در این صورت، تحولی در نظام تعلیم و تربیت ایجاد می شود و فرزندان ما یاد می گیرند که اسلام را بیشتر و بهتر بشناسند؛ لذا در روابط فردی و اجتماعی خود تربیت اسلامی را پیاده خواهند کرد. * سایر نهادهای متولی امور فرهنگی و تربیتی در جامعه برای معرفی آرای شهید مطهری چه نقشی دارند؟ ** صدا و سیما باید برنامه های ویژه ای برای معرفی آثار شهید مطهری داشته باشد، زیرا این آثار معرف معارف اسلامی هستند. از سوی دیگر، در دانشگاه ها و دیگر مراکز آموزشی باید اندیشه ها و آرای شهید مطهری به گفتمانی برای بحث و تبادل نظر تبدیل شود. اگر این امر در مراکز آموزشی و تربیتی ما محور قرار گیرد، بتدریج شاهد تحولاتی در اصلاح نظام تربیتی جامعه خواهیم بود. از این رو، با معارف اسلامی بیشتر آشنا می شویم و این آموزه ها را نقشه راه خود در زندگی فردی و اجتماعی قرار می دهیم. * نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی در تحقق این تحول بزرگ چگونه نمود می یابد؟ ** اصلا امام خمینی(ره) این شورا را برای تحول در نظام آموزشی و تربیتی تأسیس کردند تا در جامعه تحول دینی، تحول اخلاقی، تحول معنوی به وجود آورد. ارتباطی که شورا با وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، استادان، معلمان و تشکیلات دانشگاهی داشته، برای معرفی بهتر معارف اسلامی در جامعه بوده و تلاش کرده متخصصان معارف اسلامی را برای ارتباط قوی تر با مراکز آموزشی تشویق کند. البته، این تحول بتدریج اتفاق می افتد زیرا، ایجاد فرهنگ سازی پایدار بر محور آموزه های اسلامی به زمان و برنامه دقیق نیاز دارد. از این رو، بتدریج فرزندان ما در مراکز آموزشی با این معارف تربیتی آشنا می شوند تا یاد بگیرند آن را مسیر راه خود در زندگی قرار دهند. البته، این تحول کار دشواری است زیرا این مسأله تغییر فکر و عادتها و رفتار جامعه است. این امور، اساس تربیت اجتماعی و فردی را تشکیل می دهد و همه متولیان فرهنگی باید احساس مسؤولیت بکنند. در وهله اول، والدین و در مراحل بعد مراکز آموزشی، صدا و سیما و رسانه ها. * اهمیت تسریع در ایجاد تحول نظام تربیتی جامعه در شرایط کنونی چقدر ضرورت دارد؟ ** این امر بسیار با اهمیت است. متأسفانه، مشکل جامعه ما مشکل تربیتی است. در مراکز آموزشی ما تربیت جایگاه اساسی ندارد، زیرا استادان، معلمان و مربیان ما چه در دانشگاه ها، چه در مدارس و مهد کودک ها، با مسائل و آموزه های تربیتی به طور کامل آشنا نیستند. اصل تربیت اسلامی باید محور این مراکز باشد. تربیت، درونی ترین ارزش برای انسان است. در اعتقادات اسلامی، پیامبران معلمان بشریتند. بنابراین، باید به اصول تعلیم و تربیت بیشتر آشنا باشیم و با شناخت و آگاهی کامل از این محور اساسی زندگی، بتوانیم تحولی در نظام تربیتی جامعه ایجاد کنیم